Posts Tagged ‘مجاهدین خلق’

سفر به سرزميني در بند (1): مرزبانان سرزمين در بند

آوریل 4, 2009

برای نوشتن گاهی دچار وسواس خاصی می شوم که آنچه می نویسم اولا دیدی نو را به اشتراک بگذارد ثانیا با آن اطلاعات کاملا مستند و صحیحی را به مخاطب ارائه کنم.از این رو در وبلاگ نویسی که برای من یک تفریح زیباست هم این عادت را هنوز ترک نکرده ام.البته خانه ی اصلی جای دیگری است ولی خوب اینجا هم برایم جای خاصی ست که ناگفته هایی دیگر را می نگارم.در این نوشتار سعی می کنم به آنچه که در سفرم به عتبات عالیات و کشور عراق در اسفندماه گذشته گذراندم فلش بک بزنم و از دیدی تازه تر به مسائل موجود در کشور عراق و بخصوص مناطق شیعه نشین آن بپردازم.در این نوشتار کمتر مقصود پرداختن به حالات معنوی و معرفی اماکن مقدسه است بلکه هدف بیان فضای فرهنگی،اجتماعی و سیاسی حاکم بر کشور عراق از دید نویسنده است.

مطلب حاضر در چند بخش و به همراه تصاویری که شخصا از این سفر تهیه نموده ام ارائه میگردد،این اولین پست بنده پیرامون سفرم به این سرزمین گرفتار در بند است.

رفتار مرزداران عراقی و امریکایی با زوار ایرانی/ مهربانی سرباز نوجوان امریکایی:

در مرز عراق و ایران در منطقه ی مهران در دوبخش با بازرسی روبرو می شویم،بخش اول عراقی ها هستند و بخش دوم سربازان امریکایی که به صورت انتخابی بیشتر جوانان را مورد بازرسی قرار می دهند.


تابلوی خیرمقدم

ویژگی بازرسی امریکایی ها این هست که جوانان را از جمع زوار جدا کرده به اتاقکی میبرند و در آنجا به عکسبرداری از قرنیه چشم آنها با دوربینی مخصوص مبادرت می کنند و در همانجا نیز دست به بازرسی بدنی می زنند.گهگاه صحنه های خنده داری نیز در این بین پیش میاید به عنوان مثال وقتی سرباز امریکایی می خواست از یکی از همسفری های ما عکسبرداری کند هی بر نوک پنجه های پایش بلند میشد و دوربین را بالا و پایین میکرد اما موفق نمیشد به علت قد بلند همسفری ما از چشمانش عکس بگیرد که موجب خنده ی مترجم امریکایی که یک سرباز زن مسلط به زبان فارسی بود و سایر سریازان حاضر در اتاقک و ماها شد.سرآخر مجبور شدند رفیق ما را روی صندلی بنشانند و از قرنیه وی عکس بگیرند.برخورد امریکایی ها با ایرانیان بسیار محترمانه است کسی که با زوار سخن میگفت یک ایرانی میانسال جافتاده بود که اسامی را از روی پاسپورت با ذکر کلمه ی «آقای» برای هر یک از زوار می خواند و نسبت به روحانی کاروان هم احترام ویژه ای میگذارد.گفته میشد این افراد از ساکنان سابق اردوگاه اشرف و از اعضای سازمان مجاهدین خلق هستند که به استخدام ارتش آمریکا در آمده و با آن ها همکاری مینمایند.نکته ی قابل توجه در مرحله ی چک کردن ویزاها در عراق نظم خاصی است که چه در رفت و چه در برگشت برکارها استوار است برعکس داخل ایران که هرج و مرج عجیبی به خصوص هنگام بازگشت در قسمت انتظار وجود دارد. البته در برگشت امریکایی ها گرفتار خریدها و اسباب فراوان زوار ایرانی هستند بطوریکه بعضی از آنها در حد بارکش  زوار در می آیند. یکی از صحنه هایی که در هنگام برگشت جلب توجه میکرد سرباز نوجوان امریکایی بود که کمی دلم برایش سوخت از یکطرف برای آنکه در این سن به اجبار به این نقطه از جهان آورده شده تا به جاه طلبی رهبران کشورش در کشورگشایی به نام دموکراسی و حقوق بشر خدمت کند و از طرف دیگر به خاطر زحمتی که در بلند کردن ساک زوار ایرانی که گهگاه در لاین عبوری از قسمت بازرسی امریکایی ها بر زمین میافتاد متحمل میشد.سیاست ورزی و جاه طلبی دولتمردان یک کشور میتواند قربانی های زیادی چون این نوجوان داشته باشد.او سعی میکرد انسانیت را در این لباس و دور از وطن حفظ کند اما آیا همیشه موفق خواهد بود؟

سربازان عراقی نیز در این منطقه (ورودی از مهران به خاک عراق) برخوردشان با زوار مناسب است برعکس شنیده ها از مناطق کردنشین که رفتارهای گاها نامناسب بخصوص با زوار خانم گزارش می شود.شاید علت شیعه بودن اکثریت قریب به اتفاق مامورین عراقی حاضر در مرز مهران باشد که حتی بسیاریشان با گفتن التماس دعا ، سخن گفتن به فارسی و یا ذکر نکته ای از فوتبال ایران سعی میکردند با زوار ایرانی ارتباطی صمیمانه برقرار کنند.

در سفر و در مکان های مختلف من به نوع برخورد عراقی ها با زوار و همچنین نوع علاقه یا سردی آن ها به ایران فراوان دقت کردم و از هر فرصتی برای یافتن دید آنها به ایران استفاده نمودم که در ادامه ی گزارشم از این سفر به نتایج گفتگوهایم با ایشان خواهم پرداخت.گرفتن عکس در مناطق مرزی،پست های بازرسی،مناطق خاص نظامی، داخل اماکن مذهبی و جاده ها ممنوع بود و مجازات های سنگینی هم به همراه داشت اما من این ریسک را در هم در مرز و هم در تمام مسیر سفر انجام دادم.البته بسیاری از تصاویر از کیفیت مناسبی برای انتشار برخوردار نیستند  اما تا حد امکان آنچه را که قابل نشر و مرتبط با موضوعات نوشتار باشد با شما به اشتراک خواهم گذاشت.

Advertisements