Posts Tagged ‘دین’

جناب مشایی! دین شما چیست؟

ژانویه 28, 2010

«مشایی :من در سخنرانیم گفتم که فرض کنید حضرت عیسی را نمی‌کشتند کسی می‌توانست بگوید حضرت عیسی ۳۰۰ سال پیامبری نمی‌کرد؟»

این گوشه ای از افاضات اسلام شناس برجسته جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی است که در جلسه ای توجیهی با 171 نفر از وعاظ بیان شده است .

اشتباه نفرمایید فرمایشات ایشان گرچه همیشه جالب و روشن کننده هستند! اما مقصود بنده فراتر از این موارد است. این بار دم خروسی که درپس  این به اصطلاح توجیهات شگفت انگیز نمایان است ، هدف این نوشته است.

وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلكِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِيناً(157/الِنساء)

و به سبب حرفشان كه گفتند ما مسيح عيسي ‌ابن مريم رسول خدا را كشتيم در صورتيكه او را نكشتند و بدار نزدند، ولي براي آنها مشتبه شد. كساني كه در اين مورد اختلاف دارند درباره آن مسلماً شك دارند، آنها علمي به آن ندارند و فقط از گمان پيروي ميكنند و بدون ترديد او را نكشتند.

جناب آقای مشایی حتما می دانند که این بار دقیقا بر خلاف نص صریح قرآن کریم و دیدگاه اسلامی که معتقد به حیات حضرت عیسی علیه السلام و عدم کشته شدن ایشان است فرموده اند که عیسی علیه السلام کشته شده است اما نکته ی جالبتر اینست که این افاضات در جمع 171 نفر واعظ ودر حضور مرجع تقلیدخودخوانده آقای مشایی جناب شجونی بیان شده است!و حتی برای این به اصطلاح روحانیون جای سوالی ایجاد نکرده است!

آری عجیب است اما باید باور کرد!حال باید پرسید این طلاب پرورش یافته ی کدام یک از مراکز حوزوی هستند؟ و آیا هربار که بدلیلی آن ها را کفن پوش به میدان می فرستند اصلا سر در می آورند برای چه آمده اند و یا فقط بازیچه سیاستمداران شده اند؟حتما خواهید گفت مگر می شود کسی متوجه نشده باشد؟ پاسخ مثبت است وقتی به راحتی عده ای از آنها حاضر به توهین به مرجعیت شیعه می شوند آنهم به تحریک معممی که عصمت امام حسن علیه السلام را زیر سوال می برد  و قرارداد صلح ایشان را یک اشتباه می خواند چه باک که اسفندیار خان رحیم مشایی هم برای خود به تربیت چنین طلابی همت گمارد؟مگر نه اینکه آنها تعبدا خواهند پذیرفت و تنها دغدغه شان هم اینست که مردم از حرف های شما ناراحت می شوند و به فلانی بدگمان! و نه اینکه شما دارید بر خلاف نص صریح قرآن سخن می گویید!و حتما عده ی زیادیشان هم وقتی می شنوند «فلانی اصلا خودش به من می گوید برو این حرف ها را بزن» دلشان برای اسفندیارخان می سوزد و از درگاه الهی برای خویشتن استغفار می کنند !

جالب آنکه چندین خبرگزاری این سخنان را پوشش داده اند و مشایی در سخنرانیش چندین بار از حاضرین خواسته اگر اشکالی در سخنان من هست مطرح کنید و هیچ کس این موضوع را بیان نکرده است!

عالی جنابان موضوع هدیه خانم نیست که نقلش اسباب مزاح و تفریح شما باشد ،قصه انحرافی است که  با نام دین و بی اعتقاد به آن قصد نابودی باورها و نهایتا فروپاشی اجتماعی را دارد.

قصه اختلاف اندازی هایی که به از دست دادن بسیاری  از عزیزانمان انجامیده و هزینه های سهمگینی به کشور و مردم تحمیل کرده شوخی بردار نیست ؛اگر ذره ای دلسوزی داریم امروز باید جلوی حوادث سهمگین آینده را بگیریم.

این دهن کجی ها و برقراری جلسات برای توجیه طلاب و تحمیق آنان پیش چشم ملت!پیامی است به رهبران وبزرگان کشور و مراجع تقلید که تاوان عدم استقلال کامل حوزه های علمیه را  می پردازند.

سفر به سرزميني در بند (1): مرزبانان سرزمين در بند

آوریل 4, 2009

برای نوشتن گاهی دچار وسواس خاصی می شوم که آنچه می نویسم اولا دیدی نو را به اشتراک بگذارد ثانیا با آن اطلاعات کاملا مستند و صحیحی را به مخاطب ارائه کنم.از این رو در وبلاگ نویسی که برای من یک تفریح زیباست هم این عادت را هنوز ترک نکرده ام.البته خانه ی اصلی جای دیگری است ولی خوب اینجا هم برایم جای خاصی ست که ناگفته هایی دیگر را می نگارم.در این نوشتار سعی می کنم به آنچه که در سفرم به عتبات عالیات و کشور عراق در اسفندماه گذشته گذراندم فلش بک بزنم و از دیدی تازه تر به مسائل موجود در کشور عراق و بخصوص مناطق شیعه نشین آن بپردازم.در این نوشتار کمتر مقصود پرداختن به حالات معنوی و معرفی اماکن مقدسه است بلکه هدف بیان فضای فرهنگی،اجتماعی و سیاسی حاکم بر کشور عراق از دید نویسنده است.

مطلب حاضر در چند بخش و به همراه تصاویری که شخصا از این سفر تهیه نموده ام ارائه میگردد،این اولین پست بنده پیرامون سفرم به این سرزمین گرفتار در بند است.

رفتار مرزداران عراقی و امریکایی با زوار ایرانی/ مهربانی سرباز نوجوان امریکایی:

در مرز عراق و ایران در منطقه ی مهران در دوبخش با بازرسی روبرو می شویم،بخش اول عراقی ها هستند و بخش دوم سربازان امریکایی که به صورت انتخابی بیشتر جوانان را مورد بازرسی قرار می دهند.


تابلوی خیرمقدم

ویژگی بازرسی امریکایی ها این هست که جوانان را از جمع زوار جدا کرده به اتاقکی میبرند و در آنجا به عکسبرداری از قرنیه چشم آنها با دوربینی مخصوص مبادرت می کنند و در همانجا نیز دست به بازرسی بدنی می زنند.گهگاه صحنه های خنده داری نیز در این بین پیش میاید به عنوان مثال وقتی سرباز امریکایی می خواست از یکی از همسفری های ما عکسبرداری کند هی بر نوک پنجه های پایش بلند میشد و دوربین را بالا و پایین میکرد اما موفق نمیشد به علت قد بلند همسفری ما از چشمانش عکس بگیرد که موجب خنده ی مترجم امریکایی که یک سرباز زن مسلط به زبان فارسی بود و سایر سریازان حاضر در اتاقک و ماها شد.سرآخر مجبور شدند رفیق ما را روی صندلی بنشانند و از قرنیه وی عکس بگیرند.برخورد امریکایی ها با ایرانیان بسیار محترمانه است کسی که با زوار سخن میگفت یک ایرانی میانسال جافتاده بود که اسامی را از روی پاسپورت با ذکر کلمه ی «آقای» برای هر یک از زوار می خواند و نسبت به روحانی کاروان هم احترام ویژه ای میگذارد.گفته میشد این افراد از ساکنان سابق اردوگاه اشرف و از اعضای سازمان مجاهدین خلق هستند که به استخدام ارتش آمریکا در آمده و با آن ها همکاری مینمایند.نکته ی قابل توجه در مرحله ی چک کردن ویزاها در عراق نظم خاصی است که چه در رفت و چه در برگشت برکارها استوار است برعکس داخل ایران که هرج و مرج عجیبی به خصوص هنگام بازگشت در قسمت انتظار وجود دارد. البته در برگشت امریکایی ها گرفتار خریدها و اسباب فراوان زوار ایرانی هستند بطوریکه بعضی از آنها در حد بارکش  زوار در می آیند. یکی از صحنه هایی که در هنگام برگشت جلب توجه میکرد سرباز نوجوان امریکایی بود که کمی دلم برایش سوخت از یکطرف برای آنکه در این سن به اجبار به این نقطه از جهان آورده شده تا به جاه طلبی رهبران کشورش در کشورگشایی به نام دموکراسی و حقوق بشر خدمت کند و از طرف دیگر به خاطر زحمتی که در بلند کردن ساک زوار ایرانی که گهگاه در لاین عبوری از قسمت بازرسی امریکایی ها بر زمین میافتاد متحمل میشد.سیاست ورزی و جاه طلبی دولتمردان یک کشور میتواند قربانی های زیادی چون این نوجوان داشته باشد.او سعی میکرد انسانیت را در این لباس و دور از وطن حفظ کند اما آیا همیشه موفق خواهد بود؟

سربازان عراقی نیز در این منطقه (ورودی از مهران به خاک عراق) برخوردشان با زوار مناسب است برعکس شنیده ها از مناطق کردنشین که رفتارهای گاها نامناسب بخصوص با زوار خانم گزارش می شود.شاید علت شیعه بودن اکثریت قریب به اتفاق مامورین عراقی حاضر در مرز مهران باشد که حتی بسیاریشان با گفتن التماس دعا ، سخن گفتن به فارسی و یا ذکر نکته ای از فوتبال ایران سعی میکردند با زوار ایرانی ارتباطی صمیمانه برقرار کنند.

در سفر و در مکان های مختلف من به نوع برخورد عراقی ها با زوار و همچنین نوع علاقه یا سردی آن ها به ایران فراوان دقت کردم و از هر فرصتی برای یافتن دید آنها به ایران استفاده نمودم که در ادامه ی گزارشم از این سفر به نتایج گفتگوهایم با ایشان خواهم پرداخت.گرفتن عکس در مناطق مرزی،پست های بازرسی،مناطق خاص نظامی، داخل اماکن مذهبی و جاده ها ممنوع بود و مجازات های سنگینی هم به همراه داشت اما من این ریسک را در هم در مرز و هم در تمام مسیر سفر انجام دادم.البته بسیاری از تصاویر از کیفیت مناسبی برای انتشار برخوردار نیستند  اما تا حد امکان آنچه را که قابل نشر و مرتبط با موضوعات نوشتار باشد با شما به اشتراک خواهم گذاشت.

کیهان امروز چرا نمی نویسد:عده ای قصد تحریک مردم به انجام انقلاب را دارند

ژوئن 9, 2008

چند روزی است که مسئله ی صحبت های مشاور کمیسیون اقتصادی مجلس  شورای اسلامی ورد زبان محافل مختلف در کشور شده است اینگونه سخنان که هر از گاهی از سوی رییس دولت و نزدیکان ایشان منتشر می شود خارج از صحت یا عدم صحت آن که گهگاه به عذرخواهی رسمی از افراد افشا شده و ارتقای شغلی آنان منجر گشته به وضوح با اهدافی خاص از جمله خارج کردن رقبای سیاسی جناح حاکم از صحنه ،انداختن مشکلات کشور بر گردن مافیاهای خیالی یا واقعی و در نتیجه توجیه بی عرضگی مسئولان اجرایی کشور در برابر انبوه مشکلات اقتصادی و رفاهی ایجاد شده برای مردم است و اینهمه در حالی رخ میدهد که قیمت نفت به عنوان کالای استراتژیک تامین کننده ی مالی کشور به رقم بی سابقه و افسانه ای  140 دلار نزدیک می شود.به خاطر داریم که در دوره ی حاکمیت اصلاح طلبان و ریاست جمهوری آقای خاتمی روزنامه ی کیهان با بزرگنمایی مشکلاتی که آن سالها وجود نداشت و یا بعضی از آنها از نظر تئوری اقتصاد طبیعی می نمود با چکش نفت 40 دلاری بر فرق دولت حاکم می کوبید و فریاد وامصیبتا برای طبقه ی مستضعف سر میداد.خوب به یاد دارم که در زمان تصویب بودجه کشور در آن سالها دروزنامه ی کیهان و صدا و سیمای کشور به علت  دو عمل انجام نشده ی دولت خاتمی یعنی طرح افزایش تدریجی قیمت سوخت وفراورده های نفتی و دوم  اندک افزایشی در قیمت نان دولت متهم به اقدام براي تحريک  مردم به انقلاب شد!…و اما امروز مردم مستضعفی که این طیف برای آن دل می سوزاند زیر سایه ی سنگین فشارهای اقتصادی کمر خم کرده و هر ندای انتقادی نیز با توپخانه ی تبلیغاتی حاکمان امروز وادار به سکوت می شود .امروز مردم در بحران قطعی برق و آب در تابستان و گاز در زمستان  ،سهمیه بندی نامناسب سوخت و افزایش قیمت آزاد آن،افزایش قیمت نان و سایر قوت های رایج در کشور،قبض های سنگین تلفن،گاز ،آب و برق،تعطیلی مداوم مراکز اقتصادی تولیدی به دلیل رکود ایجاد شده ی حاصل از سیاست های نابه هنجار دولت و بیکاری وسیع  مردم و اقشار نیازمند،افزایش نجومی قیمت کالاهای مصرفی همچون چای و پودر لباس شویی و…و از همه مهمتر بحران مسکن و اشتغال دست به گریبانند و هیچ کس هم نمی تواند دولت ظاهرساز را متهم به تحریک مردم به انقلاب کند!..دولتی که به روحانیون درس دین می دهد و در برابر اعتراضات آن ها نسبت به سخنان دولتمردان در سواستفاده از عناوین مذهبی درشت گویی می کند به اقتصاددانان درس اقتصاد می دهد و در برابر انتقادات علمی آنان با تحقیر از آنان به عنوانی کسانی که فقط فرمول حفظ کرده اند و بویی از عمل اقتصادی نبرده اند یاد می کند مخالفانش را حتی در حد حیوان شریفی مانند بزغاله هم حساب نمی کند و…

نویسنده قصد حمایت و یا محکوم نمودن هیچ گروه و دسته ای را ندارد اما کشور به سمت خوبی در حرکت نیست .روند بی سابقه ای که شکل گرفته به علاوه ی مشکلات ناشی از تحریم های اقتصادی و عدم تبدیل پول و ارز کشور در بانک های معتبر خارجی به خوبی حاصل کار مجریان فعلی را نشان می دهد.نمی دانم عقلای کشور تا کی اجازه ی این موج سواری های پوپولیستی  با اهداف نامعلوم و خفی را به طیف حاکم خواهند داد اما احتمال می دهم اگر امروز جلوی این کار گرفته نشود فردا با این افشاگری ها و تهدیدها دهان همه دوخته شود و اتفاقات ناگواری در صحنه ی جامعه و سیاست کشور رخ دهد.

بشتابید که فردا قطعا دیر خواهد بود