Archive for the ‘سیاست’ Category

سفر به سرزميني در بند (2)/ برای اولین بار،تصاویری از جاسوسان ایران در عراق!

آوریل 11, 2009

تصویر حاضر نمونه ای از روش های تبلیغاتی امریکا ضد ایران در عراق است.گرچه عده ای در داخل ایران این بهانه را برای آنها در ماجرای حمایت از مقتدا صدر فراهم نمودند،در آینده حتما بیشتر به این مسئله خواهم پرداخت.

مطلوبین

این تابلو ها در ورودی شهرهای مختلف شیعه نشین عراق نصب شده بود.

عنوان کلی تابلوها مطلوبین یا همان تحت تعقیب ها ست.

مضمون تابلوها همین طور که بالا سمت راست تصویر مشاهده می کنید اشاره به تصاویرعوامل و جاسوسان ایرانی در عراق دارد و ازمردم خواسته شده به محض مشاهده یا کسب اطلاع از این افراد با شماره ها و پست الکترونیکی داده شده تماس حاصل نمایند.

افرادی که از آن ها به عنوان عوامل ایران در عراق نامبرده شده از راست به چپ:

محمد سید جودة الزمیلی،جعفر الفرطوسی،ابو…

همانطور که این دوست عزیز در سفرنامه ی مصورشان از کربلا گفتند عکسبرداری در مسیرها و به خصوص در ابتدای شهرها و پست های بازرسی ممنوع بود و مجازات های سنگین همچون چندین سال زندان را در پی داشت. به همین دلیل این عکس شاید برای اولین بار باشد که در فضای اینترنت منتشر می شود. امیدوارم مسوولین ایرانی در مذاکراتی که با دولت عراق دارند خواستار جمع آوری این تابلوها که به صورت علنی به تبلیغات ضد ایرانی در عراق می پردازد شوند.چه اینکه خود مقامات امریکایی ،دولت و مردم عراق هم اشاره دارند که اکثریت کشتارها و انفجارها توسط تکفیریون سعودی و اردنی و سایر کشورهای عربی منطقه ی خلیج فارس انجام می گیرد اما حتی اسم آنها آورده نشده بود جایی!

لازم به ذکر است که در بسیاری از گفتگوهایی که با مردم عراق داشتم از اثربخشی قسمت زیادی از تبلیغات رسانه های امریکایی و منطقه ای بر ذهن آن ها در مورد دخالت ایران در عراق آگاهی یافتم،البته بسیاری از آن ها دخالت های علنی ایران را مستند به سخنان برخی مقامات ایران  می کردند.

مواردی که مورد انتقاد شدید مردم عراق بود:

  • حمایت بی چون و چرای ایران از مقتدا صدر (بخصوص در شهرهای نجف و کربلا)
  • اهانت برخی روزنامه های مطرح ایران به مرجعیت شیعی به بهانه ی عدم اعلان جهاد ضد اشغالگران
  • کمک ایران به شورشیان سنی از نظر تسلیحاتی
  • سخنان مقامات ایرانی در مورد عراق به عنوان برگ برنده ی ایران در مسائل منطقه ای خود
  • ابراز خوشحالی برخی نهادها و رسانه های ایران از هر حمله ی رخ داده در عراق حتی توسط بعثیون و تکفیری ها
  • عدم طرح نقش تکفیریون در رسانه های ایرانی به بهانه ی مسئله ی وحدت شیعه و سنی ومتوجه دانستن مسوولیت بسیاری از تحرکات ضد بشری وهابیت  در عراق به سوی امریکا که غالبا موجب خوشحالی رسانه های حامی وهابیت شده است و از آن برای سرپوشی جهت ادامه ی رفتارهای غیرانسانی شان به بهانه ی مبارزه ضداشغالگران استفاده نموده اند
  • برخورد نامناسب دولت ایران با برخی مراجع شیعه ساکن ایران

بحث تبلیغات را جدی بگیرید تبلیغات بر میت هم اثر دارد،اگر شک دارید دقت کنید که چرا خداوند فرموده بر میت هم تلقین خوانده شود؟!

همین نوشته در آینده

سفر به سرزميني در بند (1): مرزبانان سرزمين در بند

آوریل 4, 2009

برای نوشتن گاهی دچار وسواس خاصی می شوم که آنچه می نویسم اولا دیدی نو را به اشتراک بگذارد ثانیا با آن اطلاعات کاملا مستند و صحیحی را به مخاطب ارائه کنم.از این رو در وبلاگ نویسی که برای من یک تفریح زیباست هم این عادت را هنوز ترک نکرده ام.البته خانه ی اصلی جای دیگری است ولی خوب اینجا هم برایم جای خاصی ست که ناگفته هایی دیگر را می نگارم.در این نوشتار سعی می کنم به آنچه که در سفرم به عتبات عالیات و کشور عراق در اسفندماه گذشته گذراندم فلش بک بزنم و از دیدی تازه تر به مسائل موجود در کشور عراق و بخصوص مناطق شیعه نشین آن بپردازم.در این نوشتار کمتر مقصود پرداختن به حالات معنوی و معرفی اماکن مقدسه است بلکه هدف بیان فضای فرهنگی،اجتماعی و سیاسی حاکم بر کشور عراق از دید نویسنده است.

مطلب حاضر در چند بخش و به همراه تصاویری که شخصا از این سفر تهیه نموده ام ارائه میگردد،این اولین پست بنده پیرامون سفرم به این سرزمین گرفتار در بند است.

رفتار مرزداران عراقی و امریکایی با زوار ایرانی/ مهربانی سرباز نوجوان امریکایی:

در مرز عراق و ایران در منطقه ی مهران در دوبخش با بازرسی روبرو می شویم،بخش اول عراقی ها هستند و بخش دوم سربازان امریکایی که به صورت انتخابی بیشتر جوانان را مورد بازرسی قرار می دهند.


تابلوی خیرمقدم

ویژگی بازرسی امریکایی ها این هست که جوانان را از جمع زوار جدا کرده به اتاقکی میبرند و در آنجا به عکسبرداری از قرنیه چشم آنها با دوربینی مخصوص مبادرت می کنند و در همانجا نیز دست به بازرسی بدنی می زنند.گهگاه صحنه های خنده داری نیز در این بین پیش میاید به عنوان مثال وقتی سرباز امریکایی می خواست از یکی از همسفری های ما عکسبرداری کند هی بر نوک پنجه های پایش بلند میشد و دوربین را بالا و پایین میکرد اما موفق نمیشد به علت قد بلند همسفری ما از چشمانش عکس بگیرد که موجب خنده ی مترجم امریکایی که یک سرباز زن مسلط به زبان فارسی بود و سایر سریازان حاضر در اتاقک و ماها شد.سرآخر مجبور شدند رفیق ما را روی صندلی بنشانند و از قرنیه وی عکس بگیرند.برخورد امریکایی ها با ایرانیان بسیار محترمانه است کسی که با زوار سخن میگفت یک ایرانی میانسال جافتاده بود که اسامی را از روی پاسپورت با ذکر کلمه ی «آقای» برای هر یک از زوار می خواند و نسبت به روحانی کاروان هم احترام ویژه ای میگذارد.گفته میشد این افراد از ساکنان سابق اردوگاه اشرف و از اعضای سازمان مجاهدین خلق هستند که به استخدام ارتش آمریکا در آمده و با آن ها همکاری مینمایند.نکته ی قابل توجه در مرحله ی چک کردن ویزاها در عراق نظم خاصی است که چه در رفت و چه در برگشت برکارها استوار است برعکس داخل ایران که هرج و مرج عجیبی به خصوص هنگام بازگشت در قسمت انتظار وجود دارد. البته در برگشت امریکایی ها گرفتار خریدها و اسباب فراوان زوار ایرانی هستند بطوریکه بعضی از آنها در حد بارکش  زوار در می آیند. یکی از صحنه هایی که در هنگام برگشت جلب توجه میکرد سرباز نوجوان امریکایی بود که کمی دلم برایش سوخت از یکطرف برای آنکه در این سن به اجبار به این نقطه از جهان آورده شده تا به جاه طلبی رهبران کشورش در کشورگشایی به نام دموکراسی و حقوق بشر خدمت کند و از طرف دیگر به خاطر زحمتی که در بلند کردن ساک زوار ایرانی که گهگاه در لاین عبوری از قسمت بازرسی امریکایی ها بر زمین میافتاد متحمل میشد.سیاست ورزی و جاه طلبی دولتمردان یک کشور میتواند قربانی های زیادی چون این نوجوان داشته باشد.او سعی میکرد انسانیت را در این لباس و دور از وطن حفظ کند اما آیا همیشه موفق خواهد بود؟

سربازان عراقی نیز در این منطقه (ورودی از مهران به خاک عراق) برخوردشان با زوار مناسب است برعکس شنیده ها از مناطق کردنشین که رفتارهای گاها نامناسب بخصوص با زوار خانم گزارش می شود.شاید علت شیعه بودن اکثریت قریب به اتفاق مامورین عراقی حاضر در مرز مهران باشد که حتی بسیاریشان با گفتن التماس دعا ، سخن گفتن به فارسی و یا ذکر نکته ای از فوتبال ایران سعی میکردند با زوار ایرانی ارتباطی صمیمانه برقرار کنند.

در سفر و در مکان های مختلف من به نوع برخورد عراقی ها با زوار و همچنین نوع علاقه یا سردی آن ها به ایران فراوان دقت کردم و از هر فرصتی برای یافتن دید آنها به ایران استفاده نمودم که در ادامه ی گزارشم از این سفر به نتایج گفتگوهایم با ایشان خواهم پرداخت.گرفتن عکس در مناطق مرزی،پست های بازرسی،مناطق خاص نظامی، داخل اماکن مذهبی و جاده ها ممنوع بود و مجازات های سنگینی هم به همراه داشت اما من این ریسک را در هم در مرز و هم در تمام مسیر سفر انجام دادم.البته بسیاری از تصاویر از کیفیت مناسبی برای انتشار برخوردار نیستند  اما تا حد امکان آنچه را که قابل نشر و مرتبط با موضوعات نوشتار باشد با شما به اشتراک خواهم گذاشت.

کیهان امروز چرا نمی نویسد:عده ای قصد تحریک مردم به انجام انقلاب را دارند

ژوئن 9, 2008

چند روزی است که مسئله ی صحبت های مشاور کمیسیون اقتصادی مجلس  شورای اسلامی ورد زبان محافل مختلف در کشور شده است اینگونه سخنان که هر از گاهی از سوی رییس دولت و نزدیکان ایشان منتشر می شود خارج از صحت یا عدم صحت آن که گهگاه به عذرخواهی رسمی از افراد افشا شده و ارتقای شغلی آنان منجر گشته به وضوح با اهدافی خاص از جمله خارج کردن رقبای سیاسی جناح حاکم از صحنه ،انداختن مشکلات کشور بر گردن مافیاهای خیالی یا واقعی و در نتیجه توجیه بی عرضگی مسئولان اجرایی کشور در برابر انبوه مشکلات اقتصادی و رفاهی ایجاد شده برای مردم است و اینهمه در حالی رخ میدهد که قیمت نفت به عنوان کالای استراتژیک تامین کننده ی مالی کشور به رقم بی سابقه و افسانه ای  140 دلار نزدیک می شود.به خاطر داریم که در دوره ی حاکمیت اصلاح طلبان و ریاست جمهوری آقای خاتمی روزنامه ی کیهان با بزرگنمایی مشکلاتی که آن سالها وجود نداشت و یا بعضی از آنها از نظر تئوری اقتصاد طبیعی می نمود با چکش نفت 40 دلاری بر فرق دولت حاکم می کوبید و فریاد وامصیبتا برای طبقه ی مستضعف سر میداد.خوب به یاد دارم که در زمان تصویب بودجه کشور در آن سالها دروزنامه ی کیهان و صدا و سیمای کشور به علت  دو عمل انجام نشده ی دولت خاتمی یعنی طرح افزایش تدریجی قیمت سوخت وفراورده های نفتی و دوم  اندک افزایشی در قیمت نان دولت متهم به اقدام براي تحريک  مردم به انقلاب شد!…و اما امروز مردم مستضعفی که این طیف برای آن دل می سوزاند زیر سایه ی سنگین فشارهای اقتصادی کمر خم کرده و هر ندای انتقادی نیز با توپخانه ی تبلیغاتی حاکمان امروز وادار به سکوت می شود .امروز مردم در بحران قطعی برق و آب در تابستان و گاز در زمستان  ،سهمیه بندی نامناسب سوخت و افزایش قیمت آزاد آن،افزایش قیمت نان و سایر قوت های رایج در کشور،قبض های سنگین تلفن،گاز ،آب و برق،تعطیلی مداوم مراکز اقتصادی تولیدی به دلیل رکود ایجاد شده ی حاصل از سیاست های نابه هنجار دولت و بیکاری وسیع  مردم و اقشار نیازمند،افزایش نجومی قیمت کالاهای مصرفی همچون چای و پودر لباس شویی و…و از همه مهمتر بحران مسکن و اشتغال دست به گریبانند و هیچ کس هم نمی تواند دولت ظاهرساز را متهم به تحریک مردم به انقلاب کند!..دولتی که به روحانیون درس دین می دهد و در برابر اعتراضات آن ها نسبت به سخنان دولتمردان در سواستفاده از عناوین مذهبی درشت گویی می کند به اقتصاددانان درس اقتصاد می دهد و در برابر انتقادات علمی آنان با تحقیر از آنان به عنوانی کسانی که فقط فرمول حفظ کرده اند و بویی از عمل اقتصادی نبرده اند یاد می کند مخالفانش را حتی در حد حیوان شریفی مانند بزغاله هم حساب نمی کند و…

نویسنده قصد حمایت و یا محکوم نمودن هیچ گروه و دسته ای را ندارد اما کشور به سمت خوبی در حرکت نیست .روند بی سابقه ای که شکل گرفته به علاوه ی مشکلات ناشی از تحریم های اقتصادی و عدم تبدیل پول و ارز کشور در بانک های معتبر خارجی به خوبی حاصل کار مجریان فعلی را نشان می دهد.نمی دانم عقلای کشور تا کی اجازه ی این موج سواری های پوپولیستی  با اهداف نامعلوم و خفی را به طیف حاکم خواهند داد اما احتمال می دهم اگر امروز جلوی این کار گرفته نشود فردا با این افشاگری ها و تهدیدها دهان همه دوخته شود و اتفاقات ناگواری در صحنه ی جامعه و سیاست کشور رخ دهد.

بشتابید که فردا قطعا دیر خواهد بود

تحریم انتخابات توسط مراجع تقلید به دلیل رد صلاحیت مهندس بازرگان

مه 29, 2008

مدتهاست از آخرین پستی که نوشتم میگذره و دوست داشتم وبلاگ رو به روز کنم اما هر دفعه اراده میکردم با وجود انبوه مطالبی که برای انتشار در اختیار دارم،موانعی که اصلیترین اونها کمی وقت بود مانع میشد اما برای این شروع دوباره مطلبی از خاطرات هاشمی رفسنجانی که به نظرم بسیار جالب و متناسب با مباحث روز هست رو میگذارم .موضعگیری مراجع تقلید وقت در سال 1364 در برابر رد صلاحیت مهندس مهدی بازرگان نخست وزیر دولت موقت که برای انتخابات ریاست جمهوری سال 1364 نامزد شده بود.توضیح بیشتری نمی دهم و اصل ماجرا را برای خواندن شما و قضاوت در معرض دید خوانندگان  میگذارم:

 

 

جمعه 8 شهریور 1364

 

در منزل ماندم.صیح زود مهدی به مدرسه رفت که با شاگردان مدرسه با قطار به مشهد بروند.وزارت نفت اطلاع داد که صبح امروز به جزیره خارک بمب انداخته اند ولی به (تجهیزات صدور نفت) آسیبی نرسیده است.از فرماندهان نیروی هوایی استفسار کردم که گفت صدای انفجار شنیده شده و هواپیمائی در آسمان مشاهده نشده است.احتمال دارد موشک بوده است.عصر احمد آقا آمد و در مورد شایعه عدم شرکت آیت الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی  یکی از مراجع تقلید در انتخابات ریاست جمهوری مطالبی داشت.

                                                                                       بازرگان

                                                                                                 

 

اما اصل واقعه در زیر نویس کتاب اشاره شده است:

 

صندوق رای سیار جهت اخذ رای از آیت الله سیدکاظم شریعتمداری به درب منزل ایشان در قم برده می شود

لیکن ایشان از دادن رای خودداری می نماید.در زمان مراجعه صندوق سیار به بیت آیت الله مرعشی نجفی و آیت الله سید صادق روحانی ،از سوی اهالی منزل اظهار می شود که مراجع مذکور به خارج از شهر رفته اند .رسانه های خارجی دلیل امتناع آیت الله مرعشی نجفی از شرکت در انتخابات را ناخشنودی از رد صلاحیت مهندس بازرگان اعلام کردند.مهندس مهدی بازرگان رهبر نهضت آزادی ایران نامزد انتخابات ریاست جمهوری به دلیل حمایت از عباس امیرانتظام که به اتهام جاسوسی برای بیگانگان در زندان به سر می برد،از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت می شود.

 

(هاشمی رفسنجانی،خاطرات سال 1364(امید و دلواپسی)،صفحات 235 و 236)